آقای دکتر لطفعلی عاقلی
aghelik@modares.ac.ir
تخریب زیرساخت ها و زرساختها، کارخانجات، مدرسهها، پایگاههای خدمات رسان و مراکز نظامی و مدنی، مخارج سنگینی را به دوش آحاد جامعه تحمیل میکند. دولت مکرراً صحبت از ساخت و بازسازی مراکز آسیب دیده در وضعی بهتر از قبل میکند. اما تأمین مالی بازسازی تخریبها و خسارات به سادگی مقدور نیست و در نهایت دولت در فردای جنگ ناچار است دست به استقراض از بانک مرکزی و ایجاد یا خلق کسری بودجه هنگفت نماید. اتفاقاً در شرایط پساجنگ و برای جبران خسارات، تجربه کشورهای درگیر در دو جنگ جهانی اول و دوم، سیاست استقراض دولت و کسری بودجه را مقبول و موجه شمرده است که البته حاصل نهایی آن ممکن است به فُرم تورم افسارگسیخته باشد.
البته چون اغلب مخارج از نوع هزینههای عمرانی است، به تبعیت از نظریه هاولمو(Havelmo) ممکن است اثرات کوتاهمدت بیشتری بر تورم داشته باشند اما در بلندمدت سهم قابلتوجهی در خلق تورم نخواهند داشت، زیرا موجب تسهیل تولید کالاها و خدمات خواهند شد. از سوی دیگر، عموم مردم و سپرده گذاران بانکها مجبور خواهند بود بهای بازسازی تأسیسات اصلی آب، ارتباطات، برق، گاز، بزرگراه، بیمارستانها و مدرسهها را از جیب خود بپردازند. در هر حال، بر مبنای اینکه مصرف کنندگان، پرداخت کننده نهایی مالیات هستند، این مردم خواهند بود که در نهایت بایستی بهای بازسازی و جبران خسارات را بپردازند. لذا......که جنگ از اهداف اولیه خیلی فرار برود و خدای نخواسته مناطق مسکونی هم هدف بمباران واقع شوند-کمااینکه تاکنون برخی واحدهای مسکونی هدف قرار گرفتهاند- بار عظیم آوارها و خرابههای جنگ بر عهده همه سنگینی خواهد کرد. بنابراین، دولتمردان ونظامیان، بایستی یک نوع مبادله بین اهداف مشروع دفاعی و تخریب زیرساختها و تلفات انسانی برقرار کنند و یک نقطه بهینه پیدا کنند.
این نقطه مبادله کجاست؟ این نقطه در جایی خارج از میادین نظامی تعیین میشود و نیازمند گفتگوهای طرفهای خارج از جنگ و انتقال مذاکرات به طرفین جنگ است. این نقطه در اتاقهای بسته جنگ که طرفین سعی دارند از میزان تلفات همدیگر آگاه شوند، پیدا نیست. تبعات اقتصادی و امنیتی جنگ هم نامشخص و تصاعدی است. افزایش قیمت نفت، فرآوردههای نفتی و سایر کالاهای اساسی در غرب و کشورهای پرمصرف نفت خام در اثر محدودیت عبوز و مرورکشتیها و نفتکشها از تنگه هرمز، قابل تحمل نخواهد بود. شورای امنیت سازمان ملل ممکن است قطعنامههای شدیدتر و الزام آور تصویب کند و ائتلافهای منطقهای و بینالمللی علیه ایران شکل بگیرد. در این سو، عطش انتقام بابت شهادت رهبری و فرماندهای عالی رتبه و کودکان مدرسه و مردم بیگناه بالاست و اصولاً کسی نباید ایران را به خاطر دفاع مشروع و مقدس از تمامیت ارضی و امنیت خود سرزنش نماید. اما تقبل خسارات از سوی دشمنان دوگانه ایران، قطع حملات واسطهای یا مستقیم از کشورهای منطقه به سوی اهداف نظامی، انرژی یا غیر نظامی و مهار رژیم اسرائیل، شاید بتواند روزنه جدیدی در هفتههای پیش رو بگشاید. البته شخصیت دمدمی مزاج رییس جمهور آمریکا و خسارات وارده بر ناوگان و پایگاههای نظامی آمریکا بعید است این کشور را به پذیرش خسارات وارد بر کشور تحت تهاجم(ایران) وادارد. با این حال، تجربه شکایت ایران علیه آمریکا در جریان سقوط هواپیمای مسافری در 12 تیر 1367 و محکومیت این کشور به پرداخت خسارت توسط دیوان داوری لاهه، نشان میدهد که از قابلیتهای کارشناسی در حقوق بینالملل میتوان در این راستا بهره برد.