دو هفته نامه اراده ملت
تداوم جنگسرد در ایران!
سخن سردبیری
بزرگنمایی:
سخن مدیر مسؤول در جهانی که حتی نزدیکترین متحدان نیز در بزنگاههای اقتصادی و سیاسی منافع خود را بر روابط دوستانه مقدم میدانند، هنوز بخشی از سیاست داخلی ایران گرفتار دوگانه شرقگرایی و غربگرایی است. مسأله امروز ایران انتخاب میان شرق و غرب نیست؛ مسأله، توانایی برقراری رابطه متوازن با همه قدرتها و حفظ استقلال تصمیمگیری بر پایه منافع ملّی است.
رحیم حمزه
یکی از مشکلات جد در فضای سیاسی ایران، این است که گرفتاردر دوگانهای قدیمی هستیم؛ گروهی یکدیگر را به «غربگرایی و لیبرال بودن» متهم میکنند و گروهی دیگر در پاسخ، طرف مقابل را «شرقگرا» یا «کمونیست» مینامند. گویی سیاست خارجی هنوز در جهانِ جنگ سرد متوقفشده و کشورها ناچارند یکی از دو اردوگاه شرق و غرب را انتخاب کنند. البته این فقط یک خطای شناختی نیست بلکه این برچسب های به ظاهر کلیشهای ریشه در منافع الیگارشهای قدرت داشته و بر واقعیت سیاسی ایران انطباق مصداقی دارد! هرچند جهان امروز چنین کار نمیکند. چین، روسیه یا آمریکا و اروپا پیش از آنکه به «بلوکهای ایدئولوژیک» تعلق داشته باشند، دولتهایی هستند که منافع ملی خود را دنبال میکنند. آنها در جایی با یکدیگر رقابت میکنند، در جایی مذاکره میکنند و در جایی حتی ممکن است برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری کنند. نمونه روشن آن را میتوان در بازار انرژی دید. وقتی یک بحران منطقهای یا بستهشدن یک مسیر مهم انتقال نفت، بازار جهانی را با خطر افزایش قیمت مواجه میکند، واکنش کشورها الزاماً بر اساس دوستی یا دشمنی سیاسی نیست؛ هر کشور به محاسبه هزینه و فایده خود میپردازد. روسیه به دنبال افزایش درآمدهای نفتی خود است و چین تلاش میکند انرژی مورد نیاز اقتصادش را با کمترین هزینه تأمین کند. اگر خرید نفت از یک کشور برای چین گران تمام شود، به سراغ عرضهکننده دیگری میرود و اگر شرایط برای روسیه فراهم باشد، صادرات خود را افزایش میدهد. این رفتار نه خیانت است و نه وفاداری؛ بلکه دقیقا سیاست خارجی است! به همین سادگی مسأله اصلی ما نیز باید همین باشد: چرا در ایران، هنوز بخشی از منازعات سیاسی بر سر این است که «با شرق باشیم یا با غرب»، در حالی که پرسش درست باید این باشد که چگونه میتوانیم با شرق و غرب رابطه داشته باشیم، بدون آنکه منافع ملی خود را به هیچکدام واگذار کنیم؟ ایران برای توسعه اقتصادی، فناوری، سرمایهگذاری، تجارت، امنیت و حل مسائل منطقهای، به ارتباط گسترده با جهان نیاز دارد. بنابراین منطقی نیست که سیاست خارجی خود را بر اساس نفی یک طرف جهان بنا کنیم. همانقدر که غربستیزی میتواند کشور را از ظرفیتهای مهم اقتصادی و تکنولوژیک محروم کند، شرقزدگی نیز میتواند به وابستگی جدیدی منجر شود. این نکته را باید صریح گفت: چین و روسیه دوستان ابدی ایران نیستند؛ همانطور که آمریکا دشمن ابدی ایران نیست. آنها دولتهایی هستند که در درجه نخست منافع خودشان را دنبال میکنند و ایران نیز باید دقیقاً همین کار را انجام دهد. اگر روسیه در شرایطی منافع اقتصادی خود را بر برخی ملاحظات سیاسی ترجیح میدهد، ما نیز باید بتوانیم در روابط خود با روسیه چنین نگاهی داشته باشیم. اگر چین برای حفظ امنیت انرژی و اقتصاد خود، از منابع مختلف نفت خریداری میکند، ایران نیز باید بتواند در تجارت و انرژی و فناوری، گزینههای متعدد داشته باشد. دیپلماسی قدرتمند، دیپلماسیای نیست که فقط یک دوست قدرتمند پیدا کند؛ دیپلماسی قدرتمند، دیپلماسیای است که هیچ قدرتی نتواند ایران را مجبورکند تنها یک گزینه داشته باشد. ما به جای انتخاب میان شرق و غرب، باید انتخاب دیگری داشته باشیم: انتخاب منافع ملی. این البته به معنای بیتفاوتی نسبت به ارزشها، استقلال یا امنیت کشور نیست. اتفاقاً استقلال واقعی زمانی شکل میگیرد که اقتصاد، فناوری، تجارت و سیاست خارجی یک کشور به یک مسیر، یک قدرت یا یک بلوک وابسته نباشد. ایران میتواند با چین رابطه اقتصادی گسترده داشته باشد، با روسیه همکاریهای منطقهای و امنیتی انجام دهد، با اروپا تجارت و گفتوگو کند و در صورت فراهمشدن شرایط، با آمریکا نیز درباره منافع مشخص خود مذاکره کند؛ بدون اینکه هیچکدام از این روابط به معنای «شرقگرایی» یا «غربگرایی» باشد. ما باید از سیاست خارجیِ مبتنی بر برچسب عبور کنیم و به سیاست خارجیِ مبتنی بر محاسبه برسیم. در چنین نگاهی، سؤال این نیست که «آمریکا چه میخواهد؟» یا «روسیه چه میخواهد؟» یا «چین چه میخواهد؟» سؤال اصلی این است: ایران در برابر خواسته هرکدام از این قدرتها چه میخواهد و در ازای چه چیزی حاضر به توافق است؟ کشوری که پاسخ روشنی برای این سؤال داشته باشد، حتی در میان رقابت قدرتهای بزرگ نیز میتواند فرصت بسازد. جهان آینده، جهانِ انتخاب یک اردوگاه نیست؛ جهانِ موازنه، مذاکره و رقابت منافع است. و شاید مهمترین تغییر در سیاست خارجی ایران این باشد که به جای تلاش برای اثبات اینکه «شرق خوب است یا غرب»، یاد بگیریم از رقابت شرق و غرب برای ساختن آینده ایران استفاده کنیم. نه شرقگرایی؛ نه غربگرایی. ایرانگرایی؛ بر مبنای منافع ملی.
حزب اراده ملت ایران , حاما , افشین فرهانچی , احمد حکیمی پور , سوسیال دموکراسی , اصلاحات , اصلاح طلب , حسین اکبری بیرق , رحیم حمزه , پیام فیض , مسعود خادمی , زهره رحیمی