بزرگنمایی:
کودکی که مضطرب است، فقط به آرامش نیاز ندارد.
فاطمه وهابی زاده
نگاهی به کتاب «روشهای کاهش استرس در کودکان» نوشته لارنس ای. شیپرو و رابین کی. اسپریگ
استرس دیگر مسألهای مختص بزرگسالان نیست. کودک امروز نیز در معرض مجموعهای از فشارها قرار دارد؛ از انتظارات تحصیلی و رقابتهای آموزشی گرفته تا روابط خانوادگی، مدرسه، ترس از شکست، تغییرات محیط زندگی و فشارهایی که گاهی بزرگسالان حتی متوجه آنها نمیشوند.
در چنین شرایطی، کتاب «روشهای کاهش استرس در کودکان» نوشته لارنس ای. شیپرو و رابین کی. اسپریگ، با ترجمه محبوبه رمضانزاده، تلاشی است برای نزدیک کردن والدین و مربیان به دنیای هیجانی کودکان و ارائه راهکارهایی برای مواجهه با اضطراب و فشار روانی آنان. این کتاب در فهرست کتابهای مناسب آموزشی و تربیتی نیز معرفی شده و مخاطبان آن والدین و معلمان دانسته شدهاند. ([دفتر انتشارات و فناوری آموزشی][1])
اما اهمیت کتاب فقط در ارائه چند روش برای «آرام کردن کودک» نیست؛ اهمیت اصلی آن در تغییر یک نگاه است: کودک مضطرب را نباید صرفاً کودکی لجباز، کمحوصله، بیتمرکز یا ناتوان تلقی کرد.
گاهی پشت یک رفتار ظاهراً ساده، یک اضطراب جدی پنهان شده است.
* استرس کودک را نباید کوچک شمرد
یکی از نقاط قوت کتاب، توجه به این واقعیت است که کودکان نیز مانند بزرگسالان با فشارهای روانی روبهرو میشوند، اما همیشه توانایی لازم برای شناخت و بیان احساسات خود را ندارند.
کودک ممکن است نتواند بگوید: «من مضطربم.»
اما اضطراب خود را با بیقراری، پرخاشگری، گریه، گوشهگیری، اختلال در خواب، ترس یا حتی افت عملکرد تحصیلی نشان دهد.
از این منظر، نخستین گام در کاهش استرس کودک، شناخت زبان رفتاری او است.
والد و معلم باید پیش از آنکه بگویند «چرا اینطور رفتار میکنی؟»، بپرسند: «چه چیزی تو را نگران کرده است؟»
همین تغییر کوچک در نوع نگاه، میتواند آغاز یک رابطه سالمتر با کودک باشد.
* کتاب به جای سرزنش، مهارت میآموزد
یکی از ویژگیهای قابل توجه این اثر، نگاه مهارتمحور آن است. هدف این نیست که کودک هرگز استرس نداشته باشد؛ چنین انتظاری اساساً واقعبینانه نیست. استرس بخشی از زندگی انسان است.
مسأله مهمتر این است که کودک یاد بگیرد چگونه با فشار روانی مواجه شود.
این نگاه، کتاب را از بسیاری از توصیههای سادهانگارانه درباره کودکان متمایز میکند. قرار نیست به کودک گفته شود: «نگران نباش.»
بلکه باید به او کمک کرد بفهمد چگونه با نگرانی خود مواجه شود.
این تفاوت، بسیار مهم است.
* والدین؛ بخشی از مسأله و بخشی از راهحل
نکته مهم دیگری که میتوان از رویکرد کتاب دریافت، نقش تعیینکننده محیط خانواده در شکلگیری و کاهش استرس کودک است.
گاهی والدین ناخواسته اضطراب خود را به فرزند منتقل میکنند. کودکی که دائماً شاهد نگرانی والدین درباره نمره، آینده، مسائل مالی، روابط خانوادگی یا موفقیت است، ممکن است بدون آنکه توضیح مستقیمی دریافت کرده باشد، پیام «دنیا جای ناامنی است» را دریافت کند.
بنابراین نمیتوان تمام مسئولیت مدیریت استرس را به خود کودک سپرد.
اگر میخواهیم کودک آرامتر باشد، باید به محیطی که کودک در آن زندگی میکند نیز نگاه کنیم.
کودک فقط آنچه به او گفته میشود را یاد نمیگیرد؛ آنچه میبیند را نیز یاد میگیرد.
* مدرسه؛ فرصت یا منبع استرس؟
کتاب برای معلمان نیز اهمیت دارد، زیرا بخش بزرگی از زندگی کودک در مدرسه سپری میشود.
مدرسه میتواند محیطی برای رشد، دوستی، تجربه و اعتمادبهنفس باشد؛ اما اگر فضای آموزشی بیش از اندازه بر رقابت، نمره، مقایسه و ترس از شکست متمرکز شود، میتواند به منبعی برای اضطراب تبدیل شود.
کودکی که دائماً با دیگران مقایسه میشود، ممکن است بهتدریج ارزش خود را با نتیجه امتحانها و موفقیت تحصیلی گره بزند. در اینجا نقش معلم بسیار فراتر از انتقال مطالب درسی است.
معلم میتواند به کودک یاد بدهد که: اشتباه کردن پایان راه نیست.
و شاید همین جمله ساده، برای کودکی که از شکست میترسد، از دهها توصیه آموزشی مؤثرتر باشد.
* نقطه قوت کتاب: کاربردی بودن
یکی از نقاط قوت چنین کتابی، فاصله نگرفتن از زندگی روزمره کودک است. موضوع استرس زمانی اهمیت پیدا میکند که راهکارها بتوانند در خانه و مدرسه به کار گرفته شوند.
والدین معمولاً به دنبال پاسخ یک سؤال ساده هستند: «وقتی کودک من مضطرب است، دقیقاً چه کار کنم؟»
کتاب از همین جهت میتواند برای والدین و معلمان مفید باشد؛ زیرا موضوع استرس را از یک بحث صرفاً نظری خارج کرده و به حوزه مهارتهای قابل استفاده نزدیک میکند.
در واقع، ارزش چنین آثاری زمانی بیشتر مشخص میشود که خواننده بتواند پس از مطالعه، چیزی را در رفتار خود با کودک تغییر دهد.
* اما کتاب بینقص نیست
نقد یک کتاب آموزشی زمانی ارزشمند است که علاوه بر نقاط قوت، محدودیتهای آن را نیز ببیند.
یکی از نکاتی که هنگام مطالعه چنین آثاری باید در نظر داشت، تفاوت میان استرس طبیعی و مشکلات جدیتر روانشناختی است. همه اضطرابهای کودکان با چند تکنیک ساده برطرف نمیشوند.
گاهی اضطراب کودک شدید، طولانیمدت یا مختلکننده عملکرد روزمره است و در چنین شرایطی، توصیههای عمومی کتابهای خودیاری نمیتواند جای ارزیابی متخصص سلامت روان کودک را بگیرد.
از این رو بهتر است کتاب را راهنمای آموزشی و مهارتی بدانیم، نه جایگزین تشخیص و درمان تخصصی.
* یک نقد مهمتر: کودک را از محیطش جدا نکنیم
اگر بخواهیم از زاویهای انتقادیتر به موضوع نگاه کنیم، نباید تمام مسؤولیت کاهش استرس را بر دوش کودک گذاشت. گاهی مشکل، خود کودک نیست؛ شرایطی است که کودک در آن زندگی میکند.
کودکی که تحت فشار شدید تحصیلی قرار دارد، کودکی که در معرض تعارض خانوادگی است، کودکی که مورد تمسخر همسالان قرار میگیرد یا کودکی که دائماً با دیگران مقایسه میشود، صرفاً با آموزش چند تکنیک آرامسازی، الزاماً به آرامش پایدار نمیرسد.
بنابراین هر روش کاهش استرس باید در کنار یک سؤال مهم قرار گیرد: «چه چیزی در محیط کودک باعث ایجاد این استرس شده است؟»
این پرسش، ما را از درمان علامت به سمت شناخت علت هدایت میکند.
* کتابی برای والدین، معلمان و حتی بزرگسالان
شاید یکی از جذابترین جنبههای این کتاب آن باشد که مخاطب هنگام خواندن آن فقط با مسأله کودک مواجه نمیشود؛ بلکه ممکن است رفتار خودش را نیز مورد بازبینی قرار دهد.
چند بار از کودک خواستهایم آرام باشد، در حالی که خودمان مضطرب بودهایم؟
چند بار ترس او را جدی نگرفتهایم؟ چند بار گفتهایم «این که چیزی نیست»؟ و چند بار به جای شنیدن کودک، سریعاً راهحل ارائه کردهایم؟
گاهی نخستین قدم برای کاهش استرس کودک، کم کردن عجله بزرگسال برای حل کردن همه چیز است.
کودک قبل از راهکار، به شنیده شدن نیاز دارد.
*جمعبندی؛ آرامش را نمیتوان به کودک دستور داد
«روشهای کاهش استرس در کودکان» را میتوان اثری مفید در حوزه آموزش والدین و مربیان دانست؛ کتابی که توجه را به یکی از مسائل مهم زندگی کودکان جلب میکند و بر ضرورت آموزش مهارتهای مقابله با فشار روانی تأکید دارد.
ارزش اصلی کتاب در این است که استرس کودک را مسألهای واقعی میداند و بزرگسالان را به جای سرزنش یا نادیده گرفتن، به شناخت و همراهی با کودک دعوت میکند.
با این حال، بهترین استفاده از کتاب زمانی خواهد بود که توصیههای آن در کنار شناخت شرایط خانوادگی، مدرسه و ویژگیهای فردی هر کودک قرار گیرد. زیرا کاهش استرس کودک فقط آموزش یک تکنیک نیست؛ ساختن محیطی امنتر برای زندگی اوست. کودک آرام، کودکی نیست که هیچوقت نگران نمیشود.
کودک آرام، کودکی است که میداند وقتی میترسد، کسی هست که حرفش را بشنود؛ کسی هست که او را سرزنش نکند؛ و مهمتر از همه، یاد گرفته است چگونه با ترس و نگرانی خود روبهرو شود.
شاید پیام اصلی این کتاب را بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
برای آرام کردن کودک، ابتدا باید دنیای او را بفهمیم.
[1]: https://samanketab.roshdmag.ir/fa/news/2179/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-586-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF?utm_source=chatgpt.com "
فهرست 586 کتاب مناسب تازه منتشر شد | دفتر انتشارات و فناوری آموزشی"