دو هفته‌ نامه اراده ملت

جنبش‌ اصلاحات اجتماعی

جنبش‌ اصلاحات

  بزرگنمایی:
مروری بر یک قرن جنبش‌های اصلاحی در ایران؛ از نهضت تنباکو تا اعتراضات امروز، با واکاوی نسبت اصلاحات، قدرت، خشونت و سرنوشت جامعه مدنی.

عباس امامی

جنبش‌های اصلاحی خواستار تغییرات در نظام‌های مستقر هستند همانطور که از عنوانشان برمی‌آید خواهان‌ اصلاحات تدریجی در وضعیت فعل می‌باشند.

مهمترین خواسته اصلاح‌طلبان تحدید قدرت است قدرت در ذات خود فساد و گرایش به دیکتاتوری دارد. تحدید قدرت و پاسخگویی اولین قدم در مسیر اصلاحات ساختاری و پاسخگویی است.

شاخص‌های جنبش‌های اصلاحی:

_ شهری و بخصوص در مراکز قدرت متمرکز هستند.

_ اصلاح‌طلبان همچنین مورد حمایت نخبگان جامعه هستند.

_ معمولاً با ایجاد احزاب، اصلاحات را در چارچوب تشکل‌های سیاسی شکل می‌دهند.

_ اصلاح طلبان خشونت پرهیز و مخالف اقدامات خشونت آمیز بقصد سرنگونی نظام هستند.

اولین جنبش اصلاح‌طلبی در ایران مربوط به جنبش تنباکو است که مستقیماً مرکز قدرت یعنی شاه را هدف قرارداد این واقعه‌ای بی‌سابقه در تاریخ سیاسی ایران بود.

شاهان همیشه در تاریخ فصل الخطاب بودند برای نخستین بار قدرت سلطان به چالش کشیده شد و شاه مجبور شد به خواسته مرجعیت پاسخ مثبت دهد هر چند استمرار این اتفاق ‌می‌توانست تبعات سخت‌تری داشته باشد ولی میرزا با دوراندیشی به همان واقعه بسنده کرد حتی اصرار سیدجمال و بست نشینی در بیت ایشان، او را وادار نکرد با سید جمال شاگرد خود ملاقات کند چون تضعیف شاه شیعه در برابر سلطان عثمانی را جایز نمی‌دانست و بدین سان اولین پرونده اصلاح‌طلبی با قدرت نمایی حوزه بسته شد.

جنبش تنباکو بواسطه اینکه رهبر جنبش خارج از دسترس حکومت و از تقدس برخودار بود یکی از مهمترین دلایل موفقیت آن بشمار می‌رود.

جنبش‌های اصلاحی در ایران عمدتاً پایگاه حوزوی داشته‌اند. حوزه های دینی بخاطر پایگاه مردمی و عدم وابستگی به حاکمیت از قدرت مناسبی برای هدایت و تحت فشار گذاشتن حکومت‌ها برخوردار بودند.

جنبش اصلاحی بعدی ایران از حوزه‌ نجف شکل گرفت روشنفکران و اصلاح‌طلبان بر این امر واقف بودند که بدون حمایت حوزه‌های دینی قادر به مشروط کردن اختیارات شاه نخواهند بود.

جنبش مشروطه همه خصوصیات یک جنبش اصلاح‌طلبی را دارا بود آنها خواستار استمرار سلطنت و در عین حال تحدید اختیارات حاکمیت بودند جنبش مشروطه یک حرکت اصلاحی اصیل بود که با همکاری حوزه و روشنفکران به ثمر نشست.

هر چند در دوران استبداد رضاشاهی حوزه با سیاست عدم مداخله توسط زعیم حوزه حاج شیخ عبدالکریم حائری راه خود را جدا کرد و کمر به اهتمام حفظ حوزه قم بست در این مرحله جنبش اصلاح‌طلبی بدون حوزه‌های دینی شروع به پوست اندازی کرد.

انقلاب اکتبر روسیه تأثیر عمیقی بر جنبش‌های اصلاحی ایران گذاشت و سکوت زعمای حوزه و نجف در برابر اقتدار و استبداد رضا شاه آنها را واداشت جنبش‌های اصلاحی راه چپ را برگزینند.

گروه 53 نفر اولین جنبش اصلاحی خارج از حوزه‌های دینی بود.

شهریور 20 و اشغال ایران نقطه عطفی در جنبش‌های اصلاح طلبی ایران است. خلا قدرت ناشی از حضور اشغالگران و سرکوب جنبش‌های اصلاح طلبی در دوران حکومت رضاشاه باعث رشد و پیدایی جنبش‌های چپ شد.

حزب توده اولین حزب کلاسیک بر پایه احزاب مدرن و دارای مرامنامه بود این حزب بوضوح راه خود را از حوزه‌های دینی جدا کرده و خواهان‌ اجرای‌ سیاست‌های سوسیالیستی بود حزب توده علی‌رغم اندیشه‌های چپ به نظام مشروطه و سلطنت وفادار ماند و خواهان شراکت در نظام سیاسی از طریق ابزارهای دمکراسی همچون انتخابات مجلس‌ بود.

ایجاد تشکلی خارج از اندیشه‌های مذهبی برای اولین بار توسط روشنفکران تحصیل کرده و گرایش جوانان بخصوص دانشجویان دانشگاه‌ها امید بخش بود. بیشتر اصحاب قلم، مترجمین، فیلم سازان، نویسندگان و سیاستمداران سعی‌کردن در لوای چپ به فعالیت ادامه دهند.

حضور و گرایش به احزاب چپ تبدیل به ارزش شد.

آنها احساس می‌کردند اندیشه‌های مذهبی پاسخگوی نیازهای جامعه مدرن و ایران اشغال شده نیستند.

شهریور 20 تا حوادث 28 مرداد 32 از مهمترین دوران رشد و شکوفایی دمکراسی یکصد سال اخیر است حزب‌ توده بالغ بر ده نماینده در مجلس و سه وزیر در کابینه قوام داشت.

در این ایام دولت‌ها از ائتلاف احزابی چون توده، دمکرات ایران و ایران تشکیل می‌شد این عمل از تمرکز قدرت جلوگیری می‌کرد همچنین شاه در این دوران عملاً فاقد قدرت تأثیرگذاری بالا بود و طبق قانون اساسی سلطنت می‌کرد.

در دوران دوازده ساله شهریور 20 تا مرداد 32 حوادثی در ایران رخ داد که ناخواسته ایران را بسمت و سوی یک قدرت مرکزی اقتدارگرا پیش برد.

اعلام جمهوری در آذربایجان و کردستان زنگ خطری برای کیان کشور بود بخصوص اینکه هر دو جنبش دارای گرایشات چپ و وابستگی به شوروی داشتند.

این اولین زنگ خطری بود که مخالفان را بر آن داشت دست چپ‌ها را از مصادر امور کوتاه کنند.

بخصوص اینکه بازگشت آذربایجان و کردستان با مساعی و پشتیبانی دولت آمریکا صورت گرفته بود این قضایا باعث اقتدار و نفوذ دستگاه سلطنت و شخص شاه شد.

ایران در اردوی غرب و جزیی از کمربند امنیتی آسیا در برابر شوروی محسوب شد. برای ایجاد دولتی مقتدر و متمایل به اردوگاه سرمایه‌‌داری باالطبع همه جنبش‌های اصلاحی با گرایش چپ سرکوب شدند.

از سال 32 به بعد دوران ماه عسل جنبش‌های اصلاحی کم فروغ شد اکثر کادرهای مرکزی حزب توده از ایران گریختند، دستگیرشدن و یا با نظام همراه شدن و برخی گوشه عزلت گزیدند. رقابت و عدم اطمینان باعث شد هیچکدام از احزاب با گرایش مذهبی و ملی از چپ گرایان حمایت نکنند غافل از اینکه آسیاب به نوبت است.

از سال 30 به بعد جنبش‌های اصلاحی ملی و مذهبی حول محور ملّی شدن صنعت نفت و به رهبری مصدق و کاشانی نضج گرفت در این مرحله حوزه‌های دینی به رهبری آیت‌الله کاشانی دوباره وارد کارزار جنبش‌های اصلاحی شدند.

ولی با مرگ آیت‌الله بروجردی و چند پاره شدن مرجعیت و حوادث خرداد 42 پایان دوران جنبش‌های اصلاحی ایران بود از این تاریخ تغییر رژیم و انقلاب نطفه آن بسته شد.

از خرداد 42 تا 57 شاه سرمست از سرکوب همه مخالفان بخصوص چپ‌ها از مذهبیون غافل ماند در دهه چهل هر جنبش اصلاحی حتی نخست وزیری علی امینی نیز تحمل نشد ابتدا جنبش‌های ملی مذهبی خواستار مشارکت در روند اصلاحات در چارچوب نظام مشروطه بودند حتی سوسیالیست‌هایی نظیر خلیل ملکی از موسسین جریان سوم که خواهان اصلاح و همکاری با نظام بود تحمل نشد به تدریج از دل جریانات اصلاح‌طلب گروه‌های چریکی با مشی مسلحانه پدید آمدند که هدفشان سرنگونی نظام و تغییر رژیم بود

 بقول بازرگان آنها آخرین بازماندگانی بودند که با زبان قانون با نظام سخن گفتند.

از این مرحله به بعد اصلاحات به محاق رفته و همه حول محور انقلاب متحد شدند حادثه سیاهکل نقطه عطفی در حوادث و جنبش‌ چریکی ایران بشمار می‌رود هر چند این قیام خیلی زود سرکوب شد ولی دست مایه سایر جنبش‌های مسلحانه شد و هر کدام سعی کردن در مبارزه بی‌عمل جلوه نکنند هر چند که با یکدیگر تضاد منافع و عقیده داشتند.

سرکوب جنبش‌های اصلاحی با مشی تغییرات تدریجی، با حفظ شاکله نظام، موجب شد خشونت ورزی دست مایه جنبش‌های چریکی شود.

شاه در دهه 40 به‌نوعی خود سوسیالیست شد او با اصول شش گانه انقلاب سفید سعی کرد گروه‌های چپ را در شعار خلع سلاح کند بطوری‌که بیژن جزنی از غافلگیری چپ‌ها بخاطر اقدامات اصلاحی شاه بخصوص در روستاها سخن می‌راند.

شاه در اوایل دهه پنجاه با گران‌شدن نفت و ازدیاد درآمد بسوی ایجاد یک دولت رفاه و شبه سوسیالیستی رفت بیمه‌های درمان، آموزش رایگان، تغذیه مدارس، بهداشت همگانی، تأمین اجتماعی، شراکت کارگران در سود کارخانجات و اصلاحات ارضی همه نشان از عزم شاه برای یک جامعه مدرن شبه سوسیالیستی بود تا پرچم را چپ‌ها بگیرد ولی از مذهبیون غافل بود.

شاه در اوج دوران ثروت نفتی و سرمست از درآمد سرشار آن علی‌رغم تذکرات حاضر به پذیرش جنبش اصلاحی درون نظام نشد و حتی احزاب وابسته ملیون، ایران نوین و مردم را نیز منحل و حزب رستاخیز را تشکیل داد در اواسط دهه پنجاه همه جنبش‌های اصلاحی درون و بیرون نظام به این نتیجه رسیده بودند که انقلاب چاره ایران است.

رهبری امام خمینی حول محور همه گروه‌ها، اعم از چپ، راست و ملی- مذهبی‌ها قرار گرفت انقلاب 57 آخرین میخ بر تابوت جنبش‌های اصلاحی یکصد سال گذشته بود.

انقلاب خود را برتر از هر جنبش اصلاحی می‌دانست و جنبش‌های اصلاحی هم از نظر عبارت و هم محتوی منفور و مغبون شدند و انقلاب یک نوع ارزش تلقی گردید بالطبع انقلاب از هر گونه اصلاح تدریجی و گام به گام رویگردان بود بطوری‌که بازرگان دست به عصا نیز تحمل نشد.

جنگ مزید بر علت شد و تا امام خمینی زنده بود واژه انقلاب مقدس شمرده شد.

بعد از وفات رهبری انقلاب و ریاست‌جمهوری هاشمی دوباره واژه اصلاحات در میان سیاست مداران حول محور انقلاب رشد یافت.

دوم خرداد 76 جنبش اصلاحات ایران با تمسک به قانون و از طریق قانون اساسی به بار نشست در تاریخ ایران کمتر روزی مانند فردای دوم خرداد است که با مشارکت همگانی و بدون خشونت جنبش اصلاحات از درون یک انقلاب به ثمر بنشیند.

جنبش دوم خرداد بدنبال تحدید قدرت بود محدودکردن دوران رهبری، کاهش‌ اختیارات رهبری و افزایش اختیارات ریاست‌جمهوری و حتی معرفی آلترناتیو برای آینده رهبری و حوادث کوی دانشگاه و قتل‌های زنجیره‌ای همه نشان از رویارویی جنبش اصلاح طلبی با صاحبان قدرت است.

اشتباه بزرگ اصلاح طلبان تکیه بر شخص ریاست‌جمهوری بود درحالی‌که خاتمی بارها در خفا و آشکار خود را مطیع ولایت می‌دانست و اتفاقا ایشان بیشترین کمک را به اقتدار رهبری کرد خاتمی پیروز انتخابات 76 بود ولی از پذیرش رهبری جنبش اصلاح طلبانه سرباز میزد او بخوبی با ساختار قدرت در ایران آشنا بود و می‌دانست هرگونه تندروی می‌تواند جنبش اصلاح طلبی را به خشونت‌ سوق دهد.

خاتمی در دوران ریاست جمهوری همانند یک کارگزار و مطابق قانون اساسی عمل کرد و بعد از انتخابات هیچگاه نقش اپوزسیون را مطابق خواسته‌ اصلاح طلبان بعهده نگرفت و همواره صندوق را راه‌حل می‌دانست. ولی نظام همین فرصت قانونی را نیز به عناوین مختلف و با تمسک به نظارت استصوابی از اصلاح طلبان سلب کرد.

لذا جنبش‌ اصلاح طلبی بعد از سال 88 بی سر شد.

اصلاح طلبانی که در دوران شور و اشتیاق و سرمست از پیروزی دوم خرداد 76 حتی هاشمی را از خود رانده و دلخور کرده بودند بی سر و سامان شدند.

آنها حالا بی‌پناه شده بودن و از همه مصادر برکنار شده و یا به بند کشیده شدند.

سرکوب جنبش‌های اصلاحی همانند دهه چهل و پنجاه جامعه مدنی را به سمت و سوی خشونت سوق‌داد عدم انسجام و رهبری واحد جامعه را از اصلاح طلبی رویگردان کرد و این مطلوب نظام بود هر چه جنبش اصلاح طلبی بیشتر در تنگنا قرارگرفت در مقابل خشونت‌ در خیابان افزایش یافت.

سال 88 پایانی بر همه جنبش‌های اصلاح طلبی بود میرحسین موسوی در قامت یک اصلاح طلب سازش ناپذیر ظاهر شد.

موسوی توانست بخش زیادی از سیاست مداران و اصلاح طلبان را حول محور جنبش گرد آورد ولی اختلاف و عدم همراهی بخشی از اصلاح طلبان موجب شد جنبش اصلاح طلبی راه خود را از درون نظام تغییر دهد.

جامعه مدنی خسته و وامانده از اصلاحات از همه جناح‌های سیاسی رویگردان شد حوادث 401، 98 و96

 در چارچوب جنبش‌های اصلاح طلبی رقم خورد.

بسته شدن فضای سیاسی و مهندسی انتخابات و عدم مشارکت نزدیک به 50 درصد مردم درانتخابات زنگ هشداری برای نظام بود که همانند گذشته گوش شنوایی نبود حوادث دیماه نشان داد عدم توجه به جنبش اصلاحات می‌تواند آنها را راهی غربت کند حوادث دیماه مرگ جنبش اصلاح طلبی بود. رهبری اپوزیسیون به خارج از کشور منتقل و خواهان براندازی شد این سیاست عملاً نظام را به سمت خشونت عریان سوق داد چنانچه همین خشونت در کف خیابان از طرف معترضین هم مشاهده شد و جامعه بشدت دو قطبی شد.

جنگ فرصت مناسبی برای بازسازی عبرت از گذشته است‌ هر چند زخم عمیق حوادث دیماه بسیار جانکاه و عمیق است.

اصرار بر سیاست‎‌های گذشته نوید تکرار حوادثی به مراتب‌ بدتر از دیماه 1404 را می‌دهد. تاریخ به ما می‌آموزد هر وقت جنبش‌های اصلاحی سرکوب شدن خشونت در کف خیابان افزایش می‌یابد.

تاریخ معلم خوبی است کاش بیاموزیم.



نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

lastnews

جامعه‌ای که دیگر ظرفیت بحران تازه ندارد.

پدرخوانده جنگ

وقتی دموکراسی، زنان را جا گذاشت

پای گفتگوی شهر

*درمان؛ حقی که نباید قربانی فقر شود*

از مدیریت بحران تا حکمرانی اعتماد

اندیشه مشروطه

هویت واگرای ایرانی ( بخش دوم )

وقتی سیاست از عقلانیت فاصله می‌گیرد! افراط متولد می‌شود!

نردبان شکسته

فقر و نابرابری و درددل افراد فرودست!

وقتی کارگر می‌دود، اما زندگی از او جلو می‌زند

نقد و بررسی کتاب «روش‌های کاهش استرس در کودکان»

زنان؛ سرمایه‌ای که ایران نمی‌تواند نادیده بگیرد

موتور آبی

شکستن سقف شیشه‌ای؛ از گفت‌وگو تا کنش

خاورمیانه در مسیر نظم امنیتی جدید

دوربین‌هایی که می‌توانند علیه خودشان شهادت دهند

با ادامه جنگ، آمریکا ضعیف‌تر و ایران قوی‌تر می‌شود

سقوط پهپاد آمریکایی

حمله پهپادی به روسیه با 28 کشته و زخمی

واکنش پاکستان به امضای توافق مکه

وزیر خارجه ترکیه خیال ایران را راحت کرد

انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

انتشار شماره 31 فصلنامه خاطرات سیاسی

پیگیری درخواست عضویت حزب اراده ملت ایران در جبهه اصلاحات ایران

مصاحبه دبیرکل حاما با خبرگزاری ایرنا

پیرو مصوبه دفتر سیاسی حزب مبنی بر درخواست تجمع قانونی از وزارت کشور

بیانیه دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران

پدرخوانده‌های جنگ

پدرخوانده جنگ

"وقتی کودکی آنلاین شد"

صلح؛ نانِ سفره کارگران، جنگ؛ زخمِ تنِ مردمان

جامعه مدنی، پدافند ملی

اقتصاد جنگ، ترازنامه صلح

جنبش‌ اصلاحات

امنیت و دیوار بلند دفاعی

جنگ روایت‌ها و روایت‌ها در جنگ

خانه را آتش نزنید...

هویت واگرای ایرانی(1)

پشت هر بندر، هزاران زندگی کوتاه، انسانی و اثرگذار

اقتصاد جنگ؛ وقتی منازعه به یک صنعت سودآور تبدیل می‌شود

صلح از کلاس درس آغاز می‌شود

گلیفوسات؛ علف‌کش پرمصرف جهان یا تهدیدی خاموش برای سلامت و محیط‌زیست؟

جامعه‌شناسی یک شکست؛

چرا امارات در بانک اهداف ایران در این مرحله از پاسخ‌ به حملات آمریکا نیست؟

دی ولت: کاخ سفید نمی‌داند چگونه باید به جنگ با ایران پایان دهد

بقایی حمله آمریکا به زیرساخت‌های غیرنظامی کشور را محکوم کرد.

سخنگوی وزارت خارجه ایران با محکومیت حملات آمریکا به مناطق جنوبی ایران اظهار کرد