در روزگاری که هر نفس جامعه با نام یک بحران آغاز میشود و هر اخبار دمِ صبح، خبر از گرانی، حصار یا ناامیدی میدهد، پرسش دیگری از دل همین روزها برمیخیزد: آیا دولت فقط باید آتش بیفروزد؟ یا آنکه کارِ سختتر، فراهمکردن آن است که آتش از اساس نگیرد؟ جامعه، تشنه ثبات است و دولت، غرق پرداختِ قسطهای بحران. در این میان، چیزی که از دست رفته، نه فقط منابع است، نه فقط وقت؛ بلکه اعتماد است؛ آن بندِ ناپیدایی که میان مردم و حکومت، پلِ فهم و عمل میسازد. از مدیریتِ بحران تا حکمرانیِ اعتماد، راهی نیست که با بخشنامه پیموده شود؛ سفری است درونی که از نگاهِ یک مدیر به یک حکمرانِ شنونده آغاز میشود.
-
يکشنبه ۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۱:۳۲
-
۱ بازدید