بزرگنمایی:
جامعه را نمیتوان علت مستقیم تنش میان ایران و آمریکا و اسرائیل دانست، زیرا این تنشها ریشههای ژئوپولوتیک و امنیتی دارد.
سیده زهرا خاتمی
در سالهای اخیر، مسأله شکاف میان دولت و جامعه به یکی از محورهای اصلی تحلیل وضعیت سیاسی ایران تبدیل شده است. کاهش اعتماد عمومی، افت مشارکت سیاسی، گسترش اعتراضات اجتماعی و افزایش شکافهای نسلی و فرهنگی، همگی نشانههایی از فرسایش پیوند میان ساختار حکمرانی و بدنه اجتماعی تلقی میشوند. این وضعیت را میتوان در چارچوب مفهوم «بحران مشروعیت» تحلیل کرد. مفهومی که هابرماس آن را ناتوانی نظام سیاسی در حفظ انطباق میان انتظارات اجتماعی و ظرفیتهای نهادی تعریف میکند.
با این حال، اهمیت این شکاف صرفاً به حوزه سیاست داخلی محدود نمیشود و میتواند پیامدهایی در عرصه سیاست خارجی و امنیت ملی نیز ایجاد کند. پرسش اصلی این است که چگونه تضعیف پیوند دولتجامعه میتواند بر رفتار سیاست خارجی و سطح تنشهای منطقهای اثر بگذارد.
یکی از مهمترین رهیافتها برای توضیح این مسأله نظریه دولت رانتی است. بر اساس تحلیل ببلاوی، دولتهای متکی به نفت به دلیل استقلال نسبی از مالیات اجتماعی، کمتر در معرض سازوکارهای پاسخگویی قرار میگیرند. در ایران ساختار اقتصاد نفتی در کنار تمرکز تاریخی قدرت، به شکلگیری الگویی از دولت انجامیده که در بسیاری از مقاطع بیش از آنکه بر رضایت اجتماعی متکی باشد، بر ظرفیتهای بوروکراتیک و امنیتی تکیه داشته است.
این وضعیت در دهههای اخیر تحت تأثیر بحرانهای اقتصادی، تحریمها، تغییرات نسلی و گسترش فضای مجازی تشدید شده است. نتیجه، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد نهادی بوده است. امری که آثار آن را میتوان در کاهش مشارکت انتخاباتی، افزایش نارضایتی عمومی و رشد مهاجرت نخبگان مشاهده کرد.
پیامد این تحولات برای سیاست خارجی را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
نخست، تضعیف بازدارندگی ادراکی. در روابط بینالملل بازدارندگی صرفاً تابع توان نظامی نیست و به ادراک بازیگران خارجی از انسجام و اراده سیاسی نیز وابسته است. شکاف داخلی ممکن است از سوی رقبای خارجی بهعنوان نشانهای از کاهش ظرفیت مقاومت تعبیر شود. دوم، افزایش احتمال رفتارهای جبرانی در سیاست خارجی. نظریه جنگ انحرافی که توسط جک اس.لوی توسعه یافته، نشان میدهد دولتها در شرایط فشار داخلی ممکن است به سمت برجستهسازی تهدیدات خارجی حرکت کنند تا انسجام داخلی را تقویت کنند. سوم، افزایش احتمال خطای محاسباتی. مطابق تحلیلهای رابرت جرویس، ادراک ناقص یا اغراقآمیز از ضعف داخلی یک کشور میتواند احتمال تصمیمگیریهای پرریسک از سوی بازیگران خارجی را افزایش دهد.
بر این اساس، شکاف دولتـجامعه را نمیتوان علت مستقیم تنش میان ایران و آمریکا یا اسرائیل دانست زیرا این تنشها ریشههای ژئوپلیتیک، امنیتی و ایدئولوژیک گستردهتری دارند. با این حال، این شکاف میتواند بهعنوان یک متغیر میانجی، بر سطح بازدارندگی، محاسبات امنیتی و ادراک تهدید اثرگذار باشد. در نتیجه، تحلیل سیاست خارجی ایران بدون توجه به متغیرهای جامعهشناختی و مسئله مشروعیت داخلی، تحلیلی ناقص خواهد بود. پیوند میان جامعهشناسی سیاسی و روابط بینالملل میتواند چارچوبی جامعتر برای فهم پویاییهای کنونی ایران فراهم کند.