بزرگنمایی:
محاصره دریایی و محدود شدن صادرات انرژی، یکی از مهمترین ابزارهای فشار بر ایران بوده و ضرورت بازنگری در راهبردهای گذشته را آشکار کرده است.
عباس امامی
همه چیز نشان از پایان جنگ میدهد مهمترین بخش آن دستاوردهای یکسال مخاصمه میان آمریکا، اسرائیل و ایران است.
این جنگ خسارت بارترین جنگی بود که ایران بخود دیده بود صدها فرمانده عالیرتبه نظامی و مقامات بلند پایه در غافلگیری به شهادت رسیدند و رهبر جمهوری اسلامی نیز مورد حمله قرار گرفت. نیروی دریایی و هوایی ایران آسیب فراوان دید و بسیاری از زیر ساختهای ایران بمباران شد. هر چند آمریکا و اسرائیل در رویکردها متفاوت بودند ولی در تاکتیک هماهنگ عمل کردند.
ظاهراً آنچه مشخص است جنگ با یک تفاهمنامه و نقشه راه پایان مییابد چون هر دو کشور خواهان گذار از این وضعیت هستند آخرین حربه ایران یعنی بستن تنگه هرمز دارد ضد خودش عمل میکند. محاصره دریایی و عدم صدور نفت و سایر مشتقات انرژی، توان ایران را برای ایستادگی در دراز مدت کاهشداده است درحالیکه طرف مقابل تابآوری مناسبی دارد و اسرائیل هم مشکلی از این بابت ندارد.
تهدیدهای مکرر در 48 سال گذشته مبنی بر بستن تنگه هرمز تبدیل به تهدید منافع ایران شده است.
در آینده بعید است ایران سراغ این گزینه برود.
تفاهمنامه، بسیاری از موضوعات را بلاجواب گذاشته و این میتواند برای ایران در آینده دردسر ساز شود.
ظواهر نشان میدهد ایران خواستار برداشتهشدن سریع محاصره دریایی است ابزاری که نشان میدهد برای کنترل ایران جواب داده پس این میتواند در برابر تهدیدات آینده ایران، مؤثرتر عمل کند.
تفاهمنامه بر خلاف شعارهای داده شده رونوشتی از برجام است. بخصوص اینکه ترامپ نمیخواهد در برابر برجام و دست آورد دمکراتها شکست خورده جلوه کند. عوارض از کشتیها گرفته نخواهد شد و اموال ایران بصورت مشروط آزاد میشود نوعی جایزه در برابر رفتار مناسب.
پیامد دیگر این جنگ دشمنی با همه کشورهای خلیج فارس است بعید است دیگر بتوان همانند گذشته با آنها روابط حسنه ایجاد کرد بخصوص اینکه آنها با اسرائیل ارتباط برقرار کردهاند و آشکارا از سیستمهای دفاعی اسرائیل استفاده میکنند. کشورهای منطقه تهدیدات موشکی ایران را با تکنولوژیهای جدید خنثی خواهند کرد و بخاطر چتر حمایتی غرب کمتر آسیب خواهند دید.
شواهد نشان میدهد تفاهمنامه همچنان بر مسیر ایران ضعیف است. آمریکا اگر در آینده حضورش را در منطقه بخاطر عزیمت به شرق آسیا کاهش دهد اسرائیل جایگزین خواهدشد.
_حاصل دیگر این جنگ ضربه شدید به جنبش اصلاحطلبی ایران بود خارجشدن رهبری اپوزیسیون به فرای مرزها و شعار جایگزینی دستآوردی جز خشونت بیشتر و سرکوب به ارمغان نیاورد.
با پایان جنگ دوباره حفرههای ایجاد شده سر باز خواهدکرد حال نظام باید در دو جبهه داخلی بجنگد.
تندروها، که راضی به صلح نیستند و خود را در برآمدن رهبری جدید مغبون میبینند.
_مردمی که در حوادث دیماه درسآموزی کردند و دلشان با نظام صاف نیست.
نظام اگر بخواهد مخالفان صلح را سرکوب کند عملاً بخش زیادی از هواداران خود را از دست خواهد داد بخصوص اینکه بیش از 3 ماه در خیابانها در حمایت از نظام شعار دادهاند آنها در مورد حجاب هنوز دلخور هستند بخصوص اینکه فکر میکنند ابزار شدهاند و تفاهمنامه آن چیزی نیست که وعده داده شده بود.
بعد از تفاهمنامه بالاجبار از رهبری جدید رونمایی خواهد شد. مردم صبر خواهند کرد تا رویکردهای ایشان را ببینند و بر اساس آن تصمیم خواهند گرفت ایران برای قویشدن نیاز به دو تغییر عمده در سیاست خارجی و داخلی دارد اولویت با داخل است تا بتواند با پشتوانه مردمی و مشروعیت، چهره خود را بازسازی کند. ایران سه ابزار مهم برای پایداری و تهدید در اختیار داشت.
- موقعیت ژئوپولیتیک، که سالهاست با دور زدن ایران از طریق زمین و دریا و آسمان این ابزار تضعیف شده است.
- نیروهای نیابتی عمدتا شیعه که خلع سلاح و در دولت و ارتش ملی ادغام خواهند شد.
-انرژی ایران، سالهاست که بخاطر عدم سرمایهگذاری ناشی از تحریمهای آمریکا در بعضی مشتقات کفایت مصرف داخلی را هم نمیدهد.
برای بدست آوردن موقعیتهای از دست رفته نیازمند بازنگری در همه سیاستهاست.
ایران حداقل تا ده سال بشدت درگیر مشکلات داخلی از نظر اقتصادی و سیاسی خواهد بود. و این در صورتی است که آفت به تفاهم نامه نخورد. راه پیش رو سخت است بخصوص اینکه رهبری وارث مشکلات زیادی است.
وعدههای بن سلمانیسم زیاد داده شد اینها نشان می دهد همه چیز طبق برنامه بوده جز جنگ!
جامعه بشدت دو قطبی شده و هواداران نظام دلخور از نتایج جنگ و صلح پیش رو هستند.
برای برون رفت نیاز به آشتی ملی است.
حوادث دیماه نشان داد امید بستن به حملات خارجی اشتباه است همچنین مشابه سازی اتفاقات دیماه به انقلاب خطای راهبردی است آنچه در دیماه گذشت نوعی عقبگرد در جنبش اصلاح طلبی بود جنبش 1401 به مراتب اصیلتر و کارآمد تر بود. گذر از یک نظام لزوماً راه برون رفت از وضعیت فعلی نیست لذا نباید فقط نام حکومت تغییر کند. شرایط فعلی به مرات ب سخت از حوادث 1401 و 1404 است. رهبری اپوزیسیون به خارج منتقل شده و آنها خواهان سرنگونی نظام هستند درحالیکه جنبشهای 50 سال اخیر همه خواهان اصلاحات داخلی و در چارچوب قانون اساسی بودند. در بین مخالفان هم یکدستی مشاهده نمیشود عدهای خواهان اصلاحات هستند و بعضی هم بدنبال براندازی. براندازی همیشه نظامهای مستقر را بسوی خشونت سوق میدهد. از دل خشونت هیچ وقت دمکراسی زاده نمیشود.
کسانیکه از طریق لوله اسلحه با نظام سخن میگویند در فردای پیروزی همان لوله را به سینه مخالفان نشانه میروند چرخه خشونت 120 سال است در ایران باز تولید میشود.
راه برونرفت اعلام آشتی ملی و بازگشت به صندوق آراست هر راهی غیر از این چه از طرف مردم و چه نظام جز ادامه خشونت دستآوردی نخواهد داشت فردای صلح با آمریکا چسب مکانیکی نظام از هم خواهد پاشید.
آمریکا و غرب هیچوقت دنبال دمکراسی در ایران نبودهاند همه جنبشهای اصلاحی ایران از مشروطه تا حال درونزا و حاصل پایمردی مردم بوده است.
راهی جز این نیست.
خدا نگهدار ایران باشد.