دو هفته‌ نامه اراده ملت

تله سیاه! سخن سردبیری

تله سیاه!

  بزرگنمایی:
وقتی اقتصاد قدرت نظامی را ضربه فنی می‌کند. قدرت در جهان امروز دیگر فقط از زرادخانه‌ها برنمی‌خیزد؛ اقتصاد، بازارها و گلوگاه‌های ژئوپلیتیک گاه بیش از ارتش‌ها سرنوشت جنگ و صلح را رقم می‌زنند.

رحیم حمزه

تصویر روی جلد آشناست؛ مردی با آرزوهای بزرگ، مشت‌های گره‌کرده و چهره‌ای که می‌خواهد قدرت را فریاد بزند. اما شاید جذاب‌ترین بخش این تصویر نه خود قدرت، بلکه سوءتفاهمی باشد که پشت آن پنهان شده است؛ سوءتفاهمی که فقط به دونالد ترامپ تعلق ندارد و بارها سیاستمداران، روشنفکران و حتی ملت‌ها را به خطا انداخته است: این تصور که مسائل پیچیده را می‌توان با یک علت توضیح داد و با یک راه‌حل حل کرد.

ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید کوشید همان تصویری را احیا کند که روزگاری او را به نماد بخشی از جامعه آمریکا تبدیل کرده بود؛ مردی که اهل مصالحه نیست، با زبان تهدید سخن می‌گوید و باور دارد اراده سیاسی می‌تواند هر مانعی را کنار بزند. اما جهان امروز با جهان قرن بیستم تفاوت دارد. قدرت دیگر فقط از لوله تفنگ بیرون نمی‌آید؛ از بازارهای مالی، مسیرهای انرژی، زنجیره‌های تأمین، فناوری و اعتماد سرمایه‌گذاران نیز سرچشمه می‌گیرد.

شاید به همین دلیل است که هرگاه سایه جنگ بر خاورمیانه سنگین‌تر می‌شود، نخستین واکنش را نه ژنرال‌ها، بلکه معامله‌گران بورس نشان می‌دهند. آنان بهتر از بسیاری از سیاستمداران می‌دانند که گاهی یک موشک می‌تواند بیش از یک بحران بانکی بر اقتصاد جهان اثر بگذارد.

در نگاه نخست، حمله نظامی می‌تواند نشانه اقتدار باشد. دولت‌ها معمولاً چنین اقداماتی را با زبان قدرت روایت می‌کنند. اما مسئله اصلی همیشه پس از شلیک نخستین گلوله آغاز می‌شود. جنگ‌ها آغاز آسانی دارند و پایان دشوار. تاریخ مملو از رهبرانی است که تصور می‌کردند با یک ضربه سریع می‌توانند معادلات را تغییر دهند، اما خود به بخشی از همان بحران تبدیل شدند.

امروز یکی از مهم‌ترین نقاط این معادله، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی باریک که شاید روی نقشه چندان مهم به نظر نرسد، اما یکی از شریان‌های حیاتی اقتصاد جهان است. هر تنش در این منطقه، بلافاصله خود را در قیمت انرژی، هزینه حمل‌ونقل و رفتار بازارهای جهانی نشان می‌دهد.

«در جهان امروز، یک تنگه باریک گاهی بیش از یک ناو هواپیمابر بر سرنوشت دولت‌ها اثر می‌گذارد.»

اینجاست که تناقض بزرگ آشکار می‌شود. سیاستمداری که می‌خواهد اقتدار نظامی را به نمایش بگذارد، همزمان وعده رونق اقتصادی، کنترل تورم و افزایش رفاه را نیز داده است. اما این اهداف دیگر هیچ وقت در یک مسیر حرکت نمی‌کنند.

اقتصاد مانند موتور یک خودرو است. ممکن است راننده با فشردن پدال گاز احساس قدرت کند، اما اگر همزمان ترمز را نیز بفشارد، نتیجه چیزی جز لرزش و اختلال نخواهد بود. سیاست خارجی تهاجمی و اقتصاد باثبات نیز گاه چنین نسبتی دارند. هرچه تنش افزایش یابد، هزینه انرژی بالاتر می‌رود؛ هرچه انرژی گران‌تر شود، تورم جان تازه‌ای می‌گیرد و هرچه تورم افزایش یابد، نارضایتی اجتماعی نیز گسترده‌تر می‌شود.

اما شاید مسأله عمیق‌تر از یک اشتباه اقتصادی یا محاسباتی باشد. شاید ریشه ماجرا در نوع نگاه ما به جهان نهفته باشد.

یکی از خطاهای قدیمی انتلکت‌ها و سیاستمداران این است که شیفته توضیح‌های ساده می‌شوند. روشنفکر گاه همه مشکلات را به یک عامل فرو می‌کاهد؛ سرمایه‌داری، امپریالیسم، فرهنگ، مذهب یا دولت. سیاستمدار نیز به همان اندازه گرفتار ساده‌سازی می‌شود و می‌پندارد قدرت نظامی، تحریم، مذاکره یا اراده سیاسی به تنهایی قادر است واقعیت را تغییر دهد.

می‌توان این خطا را با «اصل مبالغه معکوس» که بارها در مطالبم به آن اشاره کرده‌ام  توضیح داد؛ وضعیتی که در آن نه یک عامل بیش از اندازه بزرگ دیده می‌شود، بلکه سایر عوامل آن‌قدر کوچک فرض می‌شوند که عملاً از میدان تحلیل حذف می‌گردند. ذهن انسان برای فرار از پیچیدگی، جهان را ساده‌تر از آن چیزی تصور می‌کند که واقعاً هست.

«بزرگ‌ترین خطای سیاستمداران و روشنفکران، شیفتگی به راه‌حل‌های ساده برای مسائل پیچیده است.»

ترامپ بارها کوشیده است خود را در قامت یک معامله‌گر بزرگ معرفی کند؛ کسی که جهان را مانند یک قرارداد تجاری می‌بیند. اما مشکل آنجاست که خاورمیانه نه یک برج تجاری در منهتن است و نه یک شرکت خصوصی که بتوان آن را با چند امضا مدیریت کرد.

این منطقه انباشته از تاریخ، حافظه‌های زخمی، رقابت‌های ژئوپلیتیک، هویت‌های متعارض و بازیگران متعددی است که هر یک منطق خاص خود را دارند. در چنین فضایی، هر اقدام نظامی می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای پیش‌بینی‌نشده را آزاد کند.

اقتصاد جهانی نیز بیش از هر چیز از نااطمینانی می‌ترسد. سرمایه‌گذار می‌تواند با مالیات بالا کنار بیاید، با مقررات سخت کنار بیاید و حتی با رکود موقت کنار بیاید؛ اما نمی‌تواند با آینده‌ای نامعلوم کنار بیاید. به همین دلیل است که هرگاه احتمال ناامن‌شدن تنگه هرمز مطرح می‌شود، بازارها پیش از سیاستمداران واکنش نشان می‌دهند. افزایش قیمت نفت، افزایش هزینه تولید، فشار بر مصرف‌کنندگان و تلاطم بازارهای مالی، همگی زنجیره‌ای هستند که سرانجام به همان شهروندی می‌رسند که در یک پمپ بنزین در تگزاس یا اوهایو با قیمت‌های بالاتر مواجه شده است. در این نقطه، سیاست خارجی ناگهان به سیاست داخلی تبدیل می‌شود.

شاید بزرگ‌ترین اشتباه بسیاری از رهبران این باشد که گمان می‌کنند جنگ در جایی دور اتفاق می‌افتد و زندگی روزمره مردم تحت‌تأثیر آن قرار نمی‌گیرد. اما در عصر جهانی‌شدن، فاصله‌ها کوتاه شده‌اند. تصمیمی که در خلیج فارس گرفته می‌شود، می‌تواند ظرف چند ساعت بر بازارهای نیویورک، لندن و توکیو اثر بگذارد.

«قدرت نظامی می‌تواند جنگی را آغاز کند، اما اقتصاد اغلب تعیین می‌کند آن جنگ چگونه پایان یابد.»

در نهایت، مسأله ترامپ نیست. مسأله حتی آمریکا هم نیست. مسأله این تصور قدیمی است که جهان را می‌توان با یک اهرم واحد کنترل کرد. تاریخ بارها نشان داده است که جوامع انسانی، اقتصادها و روابط بین‌الملل از چنان پیچیدگی‌ای برخوردارند که هیچ نظریه، هیچ ایدئولوژی و هیچ قدرتی نمی‌تواند به تنهایی بر آن‌ها مسلط شود.

جهان مدرن بیش از آنکه جهان قطعیت‌ها باشد، جهان برهم‌کنش‌هاست. گاهی یک تنگه باریک، یک شاخص تورم یا حتی انتظار روانی سرمایه‌گذاران، بیش از ناوهای هواپیمابر و زرادخانه‌های عظیم بر سرنوشت دولت‌ها اثر می‌گذارند.

شاید به همین دلیل باشد که سرنوشت رهبران امروز کمتر در میدان‌های نبرد و بیشتر در بازارها، بورس‌ها و سفره مردم تعیین می‌شود. و این همان جایی است که بسیاری از سیاستمداران درمی‌یابند قدرت، بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که در قاب یک عکس دیده می‌شود.

تا چه شود، نتیجه مبارزه ناوهای قدرتمند و سهمگین  با تنگه‌های ساده و طبیعی !؟


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

lastnews

جامعه‌ای که دیگر ظرفیت بحران تازه ندارد.

پدرخوانده جنگ

وقتی دموکراسی، زنان را جا گذاشت

پای گفتگوی شهر

*درمان؛ حقی که نباید قربانی فقر شود*

از مدیریت بحران تا حکمرانی اعتماد

اندیشه مشروطه

هویت واگرای ایرانی ( بخش دوم )

وقتی سیاست از عقلانیت فاصله می‌گیرد! افراط متولد می‌شود!

نردبان شکسته

فقر و نابرابری و درددل افراد فرودست!

وقتی کارگر می‌دود، اما زندگی از او جلو می‌زند

نقد و بررسی کتاب «روش‌های کاهش استرس در کودکان»

زنان؛ سرمایه‌ای که ایران نمی‌تواند نادیده بگیرد

موتور آبی

شکستن سقف شیشه‌ای؛ از گفت‌وگو تا کنش

خاورمیانه در مسیر نظم امنیتی جدید

دوربین‌هایی که می‌توانند علیه خودشان شهادت دهند

با ادامه جنگ، آمریکا ضعیف‌تر و ایران قوی‌تر می‌شود

سقوط پهپاد آمریکایی

حمله پهپادی به روسیه با 28 کشته و زخمی

واکنش پاکستان به امضای توافق مکه

وزیر خارجه ترکیه خیال ایران را راحت کرد

انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی

بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

انتشار شماره 31 فصلنامه خاطرات سیاسی

پیگیری درخواست عضویت حزب اراده ملت ایران در جبهه اصلاحات ایران

مصاحبه دبیرکل حاما با خبرگزاری ایرنا

پیرو مصوبه دفتر سیاسی حزب مبنی بر درخواست تجمع قانونی از وزارت کشور

بیانیه دفتر سیاسی حزب اراده ملت ایران

پدرخوانده‌های جنگ

پدرخوانده جنگ

"وقتی کودکی آنلاین شد"

صلح؛ نانِ سفره کارگران، جنگ؛ زخمِ تنِ مردمان

جامعه مدنی، پدافند ملی

اقتصاد جنگ، ترازنامه صلح

جنبش‌ اصلاحات

امنیت و دیوار بلند دفاعی

جنگ روایت‌ها و روایت‌ها در جنگ

خانه را آتش نزنید...

هویت واگرای ایرانی(1)

پشت هر بندر، هزاران زندگی کوتاه، انسانی و اثرگذار

اقتصاد جنگ؛ وقتی منازعه به یک صنعت سودآور تبدیل می‌شود

صلح از کلاس درس آغاز می‌شود

گلیفوسات؛ علف‌کش پرمصرف جهان یا تهدیدی خاموش برای سلامت و محیط‌زیست؟

جامعه‌شناسی یک شکست؛

چرا امارات در بانک اهداف ایران در این مرحله از پاسخ‌ به حملات آمریکا نیست؟

دی ولت: کاخ سفید نمی‌داند چگونه باید به جنگ با ایران پایان دهد

بقایی حمله آمریکا به زیرساخت‌های غیرنظامی کشور را محکوم کرد.

سخنگوی وزارت خارجه ایران با محکومیت حملات آمریکا به مناطق جنوبی ایران اظهار کرد