آخرین مطالب

نسلی ربوده‌شده؛ کودکانی که به بردگی نوین فروخته شدند اندیشه

نسلی ربوده‌شده؛ کودکانی که به بردگی نوین فروخته شدند

  بزرگنمایی:
این بحران تهدیدی برای جامعه است، نسلی که باید آینده ساز کشور باشد، پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کند قربانی می‌شود.

نیروانا مهرآیین
دکترای حقوق بین‌الملل

در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، دخترانی زندگی می‌کنند که پیش از آنکه فرصت تجربه واقعی کودکی را پیدا کنند، مجبور می‌شوند وارد دنیای بزرگ‌سالان شوند؛ دنیایی پر از مسؤولیت، محدودیت و فشار. آن‌ها بازی و مدرسه را رها می‌کنند، رؤیاهای خود را کنار می‌گذارند و ناگهان در دام ازدواج زودهنگام و اجباری گرفتار می‌شوند. این ازدواج‌ها، گرچه از منظر برخی قوانین «مشروع» جلوه می‌کنند، در واقع نوعی بردگی نوین هستند؛ بردگی‌ای بدون زنجیر و زندان، اما با سال‌ها محدودیت آزادی، تحصیل و رشد.

کودک‌همسری، ازدواج دختران زیر سن بلوغ جسمی و روانی است که اغلب ناشی از ترکیبی از فقر، فشار اقتصادی، نابرابری جنسیتی و سنت‌های فرهنگی است. خانواده‌ها در بسیاری موارد با این توجیه که «برای آینده دختر» تصمیم می‌گیرند، او را به ازدواج وا می‌دارند؛ گاهی با رضایت محدود یا تحمیلی، و گاهی بدون اطلاع یا رضایت واقعی دختر. در این شرایط، حق انتخاب، حق تحصیل، حق سلامت و حتی حق داشتن کودکی کاملاً پایمال می‌شود. دختران پیش از آنکه فرصت کنند دوستی و بازی را تجربه کنند، تحت فشار تصمیماتی قرار می‌گیرند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر می‌دهد و مسیر آینده‌شان را محدود می‌کند.


نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و کنوانسیون‌های جهانی، ازدواج زودهنگام با اجبار یا تحت فشار اقتصادی را مصداق «ازدواج اجباری» و «بردگی نوین» می‌دانند. وقتی فردی زیر سن بلوغ مجبور به ازدواج شود، نمی‌توان رضایت واقعی او را پذیرفت و ماهیت قانونی و اخلاقی ازدواج زیر سؤال می‌رود؛ در عمل، این وضعیت استثماری انسانی را بازتولید می‌کند و آینده نسلی را درهم می‌شکند که می‌توانست سازنده جامعه باشد.

در ایران نیز پژوهش‌ها و گزارش‌های فعالان حقوق کودک نشان می‌دهد کودک‌همسری در برخی مناطق، چه به‌صورت آشکار و چه پنهان، ادامه دارد. دلایل این پدیده متعددند: فقر و بی‌ثباتی اقتصادی، نابرابری جنسیتی، سنت‌های فرهنگی، فقدان آگاهی درباره حقوق کودک، فشار اجتماعی برای «تأمین آینده دختر» یا «حفظ شرف خانواده»، و ضعف نظارت قانونی و اجرایی. دخترانی که در چنین شرایطی زندگی می‌کنند، اغلب بدون هیچ انتخاب واقعی مجبور به ترک مدرسه و ورود به زندگی مشترک می‌شوند.

پیامدهای این وضعیت فراتر از زندگی فردی است. دخترانی که پیش از بلوغ وارد زندگی مشترک می‌شوند، تحصیل را کنار می‌گذارند و رؤیاها و آرزوهایشان خاموش می‌شود. به جای درس و پیشرفت، مسئولیت‌های خانه، همسر و گاهی مادر شدن بر دوششان گذاشته می‌شود. بارداری زودهنگام در چنین شرایطی با خطرات جدی جسمی همراه است؛ زایمان پرخطر، مرگ و میر مادر یا کودک، مشکلات بهداشتی مزمن و فشار بر بدن در حال رشد دختران. این فشارها نه تنها جسم آنها، بلکه روان و روحشان را نیز تخریب می‌کند و تجربه کودکی را از آنها ربوده است.

از منظر روانی، فشار، استرس، خشونت خانگی، سوءاستفاده جسمی و جنسی، افسردگی و حس بی‌عدالتی بخشی از زندگی روزمره دخترانی است که به اجبار یا تحت فشار وارد ازدواج شده‌اند. آن‌ها عملاً توانایی دفاع از حقوق خود را ندارند و سال‌ها تحت سلطه جبر اجتماعی و فرهنگی باقی می‌مانند. همین سلطه و نبود حمایت، آنان را در چرخه‌ای طولانی از استثمار گرفتار می‌کند و آینده‌شان را می‌سوزاند.

این بحران نه تنها یک مسأله فردی، بلکه تهدیدی برای جامعه است. نسلی که باید آینده‌ساز کشور باشد، پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کند، قربانی می‌شود. پیامد این بحران شامل کاهش سطح آموزش عمومی، تضعیف مشارکت زنان در اقتصاد و اجتماع، افزایش آسیب‌های خانوادگی و اجتماعی، استمرار چرخه فقر و نابرابری و بازتولید فرهنگ استثمار کودکان است.

ابعاد فرهنگی و اجتماعی مسأله عمیق است. ازدواج زودهنگام بشدت با تابوها، هنجارهای سنتی و ساختار قدرت محلی گره خورده است. بسیاری از خانواده‌ها این ازدواج‌ها را برای «حفظ شرف خانواده» ضروری می‌دانند، درحالی که در عمل آینده دختران و سلامت روان و جسم آنان را قربانی می‌کنند. فشار اجتماعی و نگاه تحقیرآمیز جامعه به دختران مجرد، انگیزه‌ای برای ازدواج‌های زودهنگام ایجاد می‌کند و حتی دخترانی که می‌خواهند تحصیل کنند، گاهی تحت فشار روانی قرار می‌گیرند.

ازدواج زودهنگام کودک، شکلی مدرن از استثمار انسانی است: استثماری که با رضایت ظاهری یا تحمیلی، تفاوت شدید قدرت، فقر، فشار اقتصادی و نابرابری جنسیتی انجام می‌شود. دخترانی که گرفتار چنین ازدواج‌هایی می‌شوند، نه تنها از تحصیل و کودکی محروم می‌شوند، بلکه از تجربه انسانی و عاطفی زندگی نیز باز می‌مانند.

بسیاری از آنان که مادر می‌شوند، هنوز جسم و ذهن آماده پذیرش مسؤولیت‌های مادری نیست و همین امر خطرات جدی برای سلامت جسمی و روانی آنان و فرزندانشان ایجاد می‌کند.

واقعیت آن است که یافتن نمونه‌های علنی ازدواج اجباری با اسامی واقعی دشوار است؛ اغلب گزارش‌ها با هویت مستعار منتشر می‌شوند تا امنیت افراد حفظ شود. با این حال، همین شواهد غیررسمی و منطقه‌ای، الگویی هشداردهنده از استثمار واقعی کودکان ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که این پدیده نه یک استثنا، بلکه مشکلی سیستماتیک است که نسل‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

برای مقابله با این بحران، اصلاحات گسترده لازم است. قانون باید سن قانونی ازدواج را منطقی تعیین کند، استثناها حذف شوند و هیچ ازدواج زیر سن بلوغ با رضایت قاضی پذیرفته نشود. آموزش و آگاهی عمومی باید ابزار پیشگیری باشد؛ خانواده‌ها، مدارس، رسانه‌ها و جوامع محلی باید درباره حقوق کودک، خطرات ازدواج زودهنگام و پیامدهای آن آگاه شوند و دختران بدانند کودکی حق آن‌هاست؛ حق تحصیل، رشد، انتخاب و امنیت. حمایت اقتصادی و اجتماعی خانواده‌ها نیز ضروری است؛ ارائه فرصت‌های شغلی، آموزش فنی و حرفه‌ای و تأمین اجتماعی می‌تواند انگیزه ازدواج برای فرار از فقر را کاهش دهد. شبکه‌های حمایتی و روانی برای قربانیان، شامل مشاوره، حمایت حقوقی، ادامه تحصیل و بازگشت به مدرسه، می‌تواند آثار مخرب جسمی، روانی و اجتماعی را کاهش دهد و آینده‌ای روشن‌تر برای آنان فراهم کند.

این گزارش، داستان دخترانی است که «فروخته» شده‌اند؛ نه کالا، بلکه انسان. داستان نسلی که کودکی‌اش را ندیده و جامعه‌ای که هنوز چشم بر رنج آنان بسته است؛ بردگی نوینی که به نام «ازدواج» پنهان شده است. اگر جامعه سکوت کند، فقر و نابرابری ادامه یابد و حمایت‌ها شکل نگیرد، هر روز دختران بیشتری قربانی خواهند شد؛ نسلی که نه کودکی دارد، نه حق انتخاب، و نه آینده‌ای روشن.

اما هنوز فرصت هست. با اصلاح قانون، آموزش، حمایت اجتماعی و عدالت می‌توان چرخه کودک‌همسری را شکست و نسلی را نجات داد که کودکی، امید و کرامت انسانی دارد. این نجات تنها با تغییر نگاه جامعه و بازنگری در هنجارها و سنت‌هایی ممکن است که نسل‌ها بر دختران تحمیل شده‌اند. باید باور کنیم که کودکی یک حق غیرقابل انتقال است، و هیچ دختر یا پسری نباید مجبور شود برای زنده ماندن یا حفظ شرف خانواده، از کودکی و تحصیل خود بگذرد.

مبارزه با کودک‌همسری به معنای اصلاح قانون نیست؛ به معنای تغییر فرهنگ و آگاهی عمومی هم هست. رسانه‌ها، مدارس، فعالان مدنی و رهبران محلی نقش حیاتی دارند. وقتی خانواده‌ها و جامعه به درک واقعی از حقوق کودک برسند، وقتی دختران بدانند که می‌توانند رؤیاهای خود را دنبال کنند و تنها بر اساس خواست خود تصمیم بگیرند، انگیزه ازدواج‌های زودهنگام کاهش می‌یابد. باید فرصت‌های آموزشی، شغلی و حمایت‌های مالی ایجاد شود تا فشار اقتصادی دیگر بهانه‌ای برای ازدواج کودکان نباشد.

درکنار پیشگیری، حمایت از قربانیان فعلی نیز ضروری است. دخترانی که پیش از بلوغ وارد زندگی مشترک شده‌اند، نیازمند حمایت جسمی، روانی و اجتماعی هستند. باید امکان بازگشت به مدرسه فراهم شود، دسترسی به مشاوره و حمایت حقوقی ممکن باشد و مادران نوجوان از خدمات ویژه بهره‌مند شوند. این حمایت‌ها نه تنها زندگی فردی آنان را بهبود می‌بخشد، بلکه به بازسازی اعتماد و امید به آینده کمک می‌کند و شکلی از عدالت بازتولید می‌کند.

تجربه‌های میدانی نشان می‌دهد که حتی تغییرات کوچک، می‌تواند زندگی دختران را به‌طور بنیادین دگرگون کند. دخترانی که به مدرسه بازگشته‌اند یا از ازدواج اجباری رهایی یافته‌اند، نمونه‌هایی از قدرت تغییر هستند؛ نمونه‌هایی که نشان می‌دهند وقتی جامعه تصمیم می‌گیرد، قوانین و حمایت‌ها همراه شوند، آینده می‌تواند روشن شود. این تغییر، نسل‌های آینده را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ نسلی که با کودکی و آزادی رشد می‌کند و می‌تواند جامعه‌ای عادلانه‌تر و انسانی‌تر بسازد.

اما سکوت و بی‌توجهی همچنان خطرناک است. اگر رسانه‌ها، نهادهای مدنی و قانونگذار با جدیت عمل نکنند، اگر فقر و نابرابری همچنان بدون راهکار باقی بماند، هر روز دختران بیشتری قربانی خواهند شد. آنان که باید آینده‌ساز جامعه باشند، در همان سن کودکی ربوده می‌شوند و چرخه‌ای معیوب از نابرابری، فقر و استثمار بازتولید می‌شود. ما به عنوان جامعه مسئولیم؛ مسئول نجات نسلی که کودکی، تحصیل و آزادی انتخابش ربوده شده است.

این بحران، فقط یک آسیب فردی یا فرهنگی نیست؛ بلکه تهدیدی ساختاری است که سلامت، آینده و پویایی اجتماعی را هدف گرفته است. توقف آن، تنها با هم‌افزایی قانون، آموزش، حمایت اجتماعی و فرهنگ‌سازی امکان‌پذیر است. هر یک از ما، با آگاهی، اقدام و حساسیت، می‌توانیم بخشی از تغییر باشیم.

نجات این نسل یعنی نجات آینده کشور و بازگرداندن کرامت و امید به زندگی دخترانی که پیش از زمان خود مجبور به بار زندگی شده‌اند.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

lastnews

*وقتی جامعه جلوتر از سیاست حرکت می‌کند*

مبالغه‌ معکوس؛ وقتی افراط، علیه خودش عمل می‌کند

تداوم انسداد سیاسی، تعمیق شکاف با غرب و سایه ثبات امنیتی (پایش گرجستان 4)

موازنه قدرت در جهان در حال تغییر: تحولات ساختاری و استراتژی ایران در نظم نوظهور

بازتعریف عدالت و هویت در دنیای معاصر: تحلیل ترکیبی وکیسم و لیبرال چپ در تحولات سیاسی و فرهنگی دهه اخیر

«امپریالیسم صلح‌نما: آبادی و آزادی به‌مثابه نقاب در گفتمان پوپولیستی ترامپ»

انقلاب وسطی (بخش سوم)

سیر روشنفکری در ایران

نسلی ربوده‌شده؛ کودکانی که به بردگی نوین فروخته شدند

کودک و شاهنامه

کارگران؛ عامل اصلی توسعه و شکوفایی اقتصادی

دکّانی به نام دانشگاه!

فلرهای نفتی خوزستان، آزمون جدی مسئولیت‌پذیری صنایع و حاکمیت قانون

افزایش تورم آبان 1404؛ خوزستان در جمع بالاتر از میانگین کشور

معرفی کتاب (ایرانیان؛ دوره باستان تا دوره‌ی معاصر)

نقد و بررسی کتاب «قواعد تربیت کودک نوپا»

جهان در هفته‌ای که گذشت

مصاحبه دبیرکل حزب اراده ملت ایران «احمد حکیمی‌پور» با روزنامه ایران

تعویق سومین دوره آموزشی مدرسه حزبی حاما(ترم زمستانه)

دریافت مجوز کتاب پزشکی در مقیاسی گسترده (تاریخ‌های جهانی پزشکی اجتماعی)

سه‌شنبه‌های گفت‌وگو حاما (به‌صورت مجازی) هم برگزار می‌شود.

ایرانِ امروز و هزینه‌های سنگین کشوری که بدون حزب اداره می‌شود

تبلیغات معکوس

ایران و غرب؛ تقابل یا مذاکره

سکوت جهانی و عدالت معلق در غزه

نقش احزاب از نگاه حاکمیت در ایران: تحلیل نظری و تاریخی

قدرتمندان جهان از ایران چه می‌خواهند؟

اساس این بانک رفاقتی بود

خطر حذف ارز ترجیحی و تبعات آن بر اقتصاد کشور

ازدواج کودک، فقر و چرخه آسیب اجتماعی

اهمیت قشر کارگر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع

انقلاب وسطی (بخش دوم)

بازخوانی ابتذال شر و عدالت ترمیمی در اندیشه هانا آرنت

رهایی از زندان نام‌ها

از بحران تا بهره‌وری؛ چگونگی استفاده از سیلاب در کشور

معرفی کتاب در اندیشه ایران

نقد و بررسی کتاب «قانون و مسئولیت»

همایش «کودک و طبیعت» در هفته ملی کودک برگزار شد

بیانیه درخصوص وضعیت نگران کننده پارک چیتگر

اکالیپتوس؛ ناجی سبز یا تهدید خاموش برای منابع آب زیرزمینی؟

جهان در هفته‌ای که گذشت

حکیمی‌پور دبیرکل حزب اراده ملت ایران شد

آغاز به‌کار گروه تلفیق برنامه‌ریزی بلندمدت حزب اراده ملت ایران

ابقا هیأت اجرایی با حضور دبیرکل جدید

مدرسه حزبی3؛ آغاز دوره زمستان در افق تازه اندیشه و آموزش حزبی

ضرورت حکمرانی حزبی در اینجا و اکنون کشور

طبقات ناراضی در جدال با سرمایه‌داری

گرجستان در تقاطع بحران‌ها؛ انتخابات شهرداری و اعتراضات خیابانی

انقلاب وسطی (وسطا) پیش‌درآمد

از برجام تا بازگشت تحریم‌ها؛ روایت ناتمام دیپلماسی و منطق قدرت